ادبیات عرب

۱۰۰۴ بازدید

چرا کنیه امام حسین "ابا عبدالله" است؟

💠 چرا به امام حسین "ابا عبدالله" می گویند؟


🔸در تعریف کنیه آمده است:

الکنیة: وهی ما صدر ب"أب أو أم وقیل: أو إبن او بنت" و العرب یقصد بها التعظیم. 

(النهجة المرضیة، ج١، ص٨٠).


🔸در زبان عرب معمولا جهت احترام و تعطیم، اشخاص را (اعم از مردان وزنان) به کنیه می خوانند.


🔸ملاک نامگذاری کنیه، نام پدر یا فرزند شخص می باشد، مثلا به شخصی که نام پدرش علی بود؛ ابن علی، و به کسی که نام فرزندش عبد الله بود ،ابو عبد الله میگفتند.


🔹حال سوال این است:


🔸در میان فرزندان امام حسین علیه السلام فرزندی به نام عبد الله به چشم نمی خورد، پس چرا کنیه حضرت، "اباعبدالله" است؟


🔹پاسخ:


درباره کنیه «اباعبدالله» برای امام حسین (ع)، سه نکته قابل ذکر است:


🔸1. عرب در بدو تولد برای نوزدان خود علاوه بر اسم ، کنیه ای نیز تعیین می کردند ، کنیه حسین بن علی از خردسالی «ابوعبدالله» معین شد.

(بحارالانوار، ج44، ص 251). 


کما اینکه امام رضا به فرزندش امام جواد، کنیه "ابا جعفر" را اعطاء کردند.


🔸2. امام حسین (ع) فرزندی به نام عبدالله داشت که در کربلا به شهادت رسید. گویا عبدالله در کربلا به دنیا آمد و مادرش رباب بود. احتمالا او غیر از علی اصغر است.

(تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 181؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج 2، ص 851).


همچنین در کتاب شریف إقبال الأعمال (ج2، ص574) زیارتی آمده است که ابتدا آن چنین است؛

"السلام علی عبدالله بن الحسین الطفل الرضیع المرمی الصریع..."


🔸3. در وجه کنیه حضرت امام حسین فرموده اند که بقای دین و عبادت هر عبدی مرهون قیام و شهادت ایشان است، لذا ایشان را پدر عباد الله (ابا عبدالله) می خوانند.

۲۴۵۴ بازدید

جلوه های ادبیات عرب در نهج البلاغه

نهج البلاغه یک اثر فوق العاده هنری است و از لحاظ زیبایی و شیوایی معتبر است . هیچ گوینده فارسی و هیچ نویسنده و هنرمند و شاعری را در زمان خود و در هیچ زمانی سراغ نداریم که بتواند با زبان شیوای علی (ع) حرف بزند (۱)
<<مقام معظم رهبری>>
نهج البلاغه دریایی است بی کران اقیانووسی پهناور گنجینه ای است پر گهر باغی است پر گل آسمانی است پر ستاره. 
جرج جرداق مسیحی نویسنده معروف لبنانی در کتاب ارزنده خود به نام (الامام علی صوت العداله الانسانیه)می گوید:
نهج البلاغه در بلاغت فوق بلاغت است . قرآنی است که از مقام خود اندکی فرود آمده است(۲)
و هم او می گوید :< جاذبه های کلمات امام علی (ع)آنچنان شوری در من ایجاد کرد که ۲۰۰ بار نهج البلاغه را مطالعه کردم> (۳)
شارح معروف نهج البلاغه <<ابن ابی الحدید معتزلی>>در عظمت خطبه های نهج البلاغه می گوید :
من سوگند می خورم به همان کسی که تمام امت به او سوگند یاد می کنند من این خطبه (الهیکم التکاثر ۲۲۱) را از پنجاه سال قبل تا کنون بیش از هزار بار خوانده ام و هر زمان که خوانده ام و هر بار که مطالعه نموده ام در قلب من اثر عمیقی گذاشته است (۴)
تاریخ ادبیات عرب حاکی از ظهور گویندگان و نویسندگانی است که سخنانشان نشات یافته از احساس می باشد به نحوی که چون به گوش شنونده برسد اعماق قلب و روح او را تسخیر کند . گزینش افاظ فصیح٬ ترکیب مناسب ٬ آرایش های لفظی و معنوی در آثار آنان بوضوح دیده می شود اما هیچ کس را یاری مصاف با حضرت مولی الموحدین علی ابن ابی طالب نمی باشد. اینک به طور گذرا صنایع ادبی در نهج البلاغه را که حاکی از این نوع اعجاز در کلام امیر المومنین (ع) می باشد ملحوظ نظر قرار می دهیم:
۴۱۰۱ بازدید

وصف کتاب صرف میر از زبان علامه حسن زاده آملی

حضرت علامه حسن زاده آملی:

جامع المقدمات مجموعه چند رساله در نحو و صرف و اخلاق و منطق است که نخستین کتاب درسى محصّلین علوم اسلامى است. دو رساله آن یکى به صرف میر و دیگر به کبرى اشتهار دارد. هر دو به زبان پارسى و بسیار ارزشمند و سودمند از مؤلفات دانشمند بزرگ سید على بن محمد حسینى معروف به میر سید شریف است که برخى وى را آملى و برخى دیگر گرگانى مى‏دانند. رساله صرف به نام وى صرف میر شهرت یافت. من رساله‏ اى موجز در صرف به پارسى، بدین خوبى، در عجم ندیده‏ ام و به عربى در عرب هم.

***

برای دریافت کتاب جامع المقدمات اینجا را کلیک کنید.

منبع:

دروس معرفت نفس، درس چهل و نهم، حضرت ابوالفضائل علامه حسن زاده آملی 

۱۸۶۶ بازدید

البهجه المرضیه

یکی از کتابهایی که در مورد زبان ادبیات عرب نگاشته شده است کتاب شریف البهجه المریضه می باد که به قلم سنگین و دقیق ادیب مشهور سیوطی نوشته شده است که شرح بر الفیه ابن مالک می باشد .
این کتاب وزین و سنگین حاوی نکات لطیف و دقیقی می باشد که با تامل و توجه به دست دانش پژوه می رسد
انشاءالله در این موضوع و پست هایی که در این موضوع می باشد به بیان این نکات لطیفه و دقیق بپردازیم که کمتر و شاید اصلا در کتب و شروح کتاب البهجه المرضیه نباشد.
                                     
                                            
                                                 
۳۱۶۰ بازدید

تجزیه و ترکیب (2)

در این پست نیز مانند پست قبلی همین موضوع در مورد آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم صحبت می کنیم.

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید.



               

۳۴۳۴ بازدید

صیغ مشکله

در این بخش قصد داریم که به بیان تجزیه صیغه های مشکل صرفی بپردازیم تا دانش پژوهان را کمکی باشد در راستای فهم زبان عربی که زبان قرآن مبین و روایات می باشد.

                                  
در این قسمت می خواهیم به تجزیه صیغه(آدجّ)بپردازیم.
                                             به نظر شما تجزیه این صیغه چیست؟
۳۵۶۹ بازدید

راه های تشخیص حروف زائد از اصلی

هر کلمه در زبان عرب از چند حرف تشکیل می شود که حروف تشکیل دهنده آن از دو حال خارج نیستند یا اصلی هستند و یا زاید که باید شناخته شود که این مطلب بسیار مهم است چون در موارد مختلفی لازم است از جمله وزن کلمه و ....
اما از چه راههایی باید این حروف را از یکدیگر تشخیص بدهیم؟
برای شناخت این حروف از یکدیگر ده را وجود دارد که در این پست این ده راه را برای دوستان بیان میکنیم.
ده راه شناخت حروف اصلی از زائد عبارتند از:
۷۳۸۳ بازدید

تجزیه و ترکیب (1)

در روایت نبوی آمده است که :(کل امر ذی بال لم یبدا ببسم الله فهو ابتر) فلذا ما نیز برای تاسی به حدیث رسول الله برنامه خود را مبنی بر تجزیه و ترکیب آیات قرآن کریم را با آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کنیم باشد که این امر نیکو فرجام باشد

برای مطالعه نکات ادبی پیرامون آیه به ادامه مطلب مراجعه کنید

                   

۳۳۷۷ بازدید

تجزیه و ترکیب قرآن

ادبیات عرب مانند دیگر علومی که در حوزه خوانده می شود در راستای نیل به فهم معانی قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام می باشد که همه علوم باید اینچنین باشد
فلذا ادبیات عرب را که یاد می گیریم باید قواعد و نکته های آن را در آیات و روایات پیاده کنیم.
وبلاگ ادبیات عرب در راستای تحقق این هدف مهم قصد دارد که از این به بعد هروز به بیان یک آیه از آیات قرآن بپردازد و پیرامون آن به بحث های مختلف ادبیاتی بپردازد مانند:لغت و صرف و نحو و ....


                                                    
انشاءالله که این برنامه مورد استفاده دوستان قرار گیرد.
۱۰۴۴ بازدید

هر را از بر تمییز نمی دهد

یکی از مثالهای معروف و رایج در سر زبانها این مثل است {هر را از بر تشخیص نمی دهد} این مثل را بسیار استفاده می کنیم در مورد اشخاصی که بیسواد و نادان هستند.
اما اصل این مثل چیست و به چه معنا می باشد؟
برای یافتن پاسخ این سوال به محضر استاد بزرگوار علامه حسن حسن زاده آملی می رویم ایشان در هزار و یک کلمه در این مورد می گویند:
  •  مثلى معروف بر سر زبانها دایر است که «هرّ را از برّ تمیز نمى ‏دهد» یا «فرق میان هر و بر را نمی‏گذارد». شخصى مدّعى فضل مى ‏گفت: «هرّ را از نرّ تمییز نمى‏دهد» که «برّ» با با را «نرّ» با نون مى‏ گفت، و چون به ریشه مثل آگاهى نداشت بر این گمان بود که هرّ و نرّ ناظر به‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ است.این مثل از امثال تازى است؛ در شرح ابو منصور موهوب بن احمد جوالیقى بر ادب الکاتب ابن قتیبه آمده است:و قولهم: «ما یعرف هرّا من برّ» قال الفرّاء: الهر العقوق و البر اللطف. و المعنى لا یعرف برّا من عقوق. و قال خلد بن کلثوم: الهر السنور و البر الجرذ. و قال ابن الأعرابی:ما یعرف هارا من بار لو کتبت له. و قال أبو عبیدة: ما یعرف الهرهرة من البربرة، و الهرهرة صوت الضأن و البربرة صوت المعز». (ط مصر، ص 153).ادب الکاتب یاد شده یکى از چهار کتاب ارکان ادبى عربى است، سه دیگر: کامل مبرد، و بیان و تبیین جاحظ، و امالى قالى است.ابن خلدون در مقدمه تاریخ پیرامون موضوع «علم الأدب» گوید:و سمعنا من شیوخنا فی مجالس التعلیم أنّ اصول هذا الفنّ و أرکانه أربعة دواوین، و هی: أدب الکاتب لابن قتیبة، و کتاب الکامل للمبرّد، و کتاب البیان و التبیین‏ للجاحظ، و کتاب النوادر لأبی القالی البغدادی؛ و ما سوى هذه الأربعة فتبع لها و فروع عنها. (ط مصر، ص 553). تبصره: در مقدمه یاد شده به جاى أدب الکاتب، أدب الکتّاب آمده است و لکن ادب الکتّاب از محمد بن یحیى صولى (متوفى 335 ه) است نه از ابن قتیبه، و این غلط از طبع و نشر است نه از ابن خلدون.
۱ ۲
نقشه سایت استفاده از مطالب سایت ادبیات عرب با ذکر منبع بلامانع است